تبليغاتX
ممنوعه - اندوه اشتیاق

 

بگذار سر به سینه من

تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این مپسندی

به کارش آزار این رمیده سر در کمند را

بگذار سر به سینه من

تا که بگویمت

اندوه چیست

عشق دام است

غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمری است در هوای تو از آشیان جداست

……………………………………………………………………

وقت چیز خوبی است. یعنی انقدری باشد که آدم  بنویسد چهار میز رضوانه( حافظ نرسیده به چهار راه کالج)  درست درست درست آشپزخانه مادری است انگار. گرم و صمیمی و بی ادا و اصول؛ که آدم عاشق دستپخت خوب پاستایی اش و سس های خوش مزه اش می شود.

وقت چیز خوبی است انقدر که آدم بنویسد: تبریک آقای گرافیست و ممنون که دارید آنی می شوید که در داستان مهرگان انتظارتان می رفتJ مثل سرمه بخواهم بنویسم می گویم: برقرار باش مرد

وقت چیز خوبی است وقتی چشم انتظار مسافری و لابد بهترین خبر این است که مثلا پروازی که از امریکا بلند شده است و به آمستردام نشسته است؛ حالا در خاک تو فرود می آید. چهارشنبه وقت خوبی خواهد بود برای آمدن

وقت چیز خوبی....................................

پ.ن:

*حسرت یک دل سیر وب خواندن و یک دل سیر تر وب آپ کردن*

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 10:49 توسط مهرگان |